به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، حمیدرضا میرمعینی با انتشار مطلبی با عنوان “دخالت در بورس با عنوان صندوق ‌‌‌‌‌‌‌‌بازارگردانی” در دنیای اقتصاد اعلام کرد: از ابتدای راه‌‌‌‌‌‌‌‌اندازی صندوق‌های بازارگردانی مخالفت‌هایی در این‌خصوص صورت گرفت. چراکه تقریبا این قبیل از صندوق‌ها مخل هرگونه قیمت‌گذاری مبتنی بر نظام بازار است. زمانی‌که یک عامل بیرونی قصد دخالت در روند قیمت‌‌‌‌‌‌‌‌گذاری‌‌‌‌‌‌‌‌ها در سمت عرضه و تقاضا داشته باشد این موضوع از جانب فعالان بازار مصداق دستکاری خواهد بود. این مهم با اصول بازار در تعارض است.

بطور کلی سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌گذاران بر اساس روند‌‌‌‌‌‌‌‌هایی که در گذشته تجربه شد یا تحلیل‌هایی که برای آینده وجود دارد اقدام به خرید و فروش در بازار سهام می‌کنند. اگر بصورت تصنعی یا دستکاری قصد نگهداری قیمت سهام وجود داشته باشد و در نقاطی اقدامات لازم در راستای حمایت از سهام شرکت‌ها صورت پذیرد به‌نظر می‌رسد بازار به‌زودی به تعادل نخواهد رسید.

تجربه نشان داده از ابتدای شکل‌‌‌‌‌‌‌‌گیری روند نزولی اخیر برخی از فعالان به‌دنبال چرایی عدم‌ حمایت از بازار بودند. درحالی‌که حمایت در مقاطع مختلف از بازار سهام روی داد اما در نهایت نتوانست مانع روند ریزشی در دو سال‌ اخیر شود. زیرا شرایط بنیادی از دیدگاه معامله‌گران مناسب نبود. در صورتی‌که شرایط بنیادی از دیدگاه سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌گذاران در وضعیتی مطلوب ارزیابی شود با عدم‌ درنظرگرفتن صندوق بازارگردانی هم بازار سهام به‌طور خودکار به تعادل می‌رسید.

زمانی‌که صندوق‌های بازارگردانی نمی‌توانند به وظایف در جهت حمایت از قیمت سهام عمل کنند و در برخی مواقع دچار کمبود منابع مالی می‌شوند، بازار همچنان میل به عرضه و خروج دارد. هر زمان شرایط در ابعاد سیاسی، اقتصادی، بازار‌‌‌‌‌‌‌‌های جهانی، ‌‌‌‌‌‌‌‌تصمیمات و سیاست گذاری‌‌‌‌‌‌‌‌های سازمان بورس یا سیاست گذاری‌‌‌‌‌‌‌‌ها در سایر حوزه‌‌‌‌‌‌‌‌ها با تغییراتی همراه شود، بطور مستقیم شاهد اثرگذاری در روند قیمت‌ها و موقعیت بنیادی شرکت‌ها خواهیم بود. چنین مواردی در قیمت و به‌ تعادل رسیدن بازار اثرگذار هستند و هر ساز و کاری غیر ‌از موارد فوق محکوم به شکست است.

در سال‌های گذشته حتی پیش از راه‌‌‌‌‌‌‌‌اندازی صندوق‌های بازارگردانی دوره‌‌‌‌‌‌‌‌های افت و خیز متعددی در بازار سهام شکل گرفت تا زمانی‌که معامله‌گران به لحاظ بنیادی، تحلیلی و سایر متغیر‌‌‌‌‌‌‌‌ها قانع نشدند و به این نتیجه نرسیدند که در بازار همچنان موقعیت خرید یا فروش نیست، اقدام به ورود نکردند. بازار سهام تا زمانی‌که به سطح تحلیل نرسد، ساز و کارهای حمایتی از جمله صندوق‌های بازارگردانی در آن جایی ندارد.

بر این اساس در مجموع صندوق‌های بازارگردانی محلی برای سوء استفاده برخی از افراد شده‌ است. بطور کلی نقاط حمایتی تعیین‌ و از دست‌ رفتن آن باعث سرخوردگی بازار‌‌‌‌‌‌‌‌ها شده‌ است. حمایت‌هایی که در ادامه سنگر‌‌‌‌‌‌‌‌های اول، دوم و سوم را از‌دست‌ دادند ناامیدی در بازار سهام را در پی داشت.

به هر ترتیب تخلفات و بعضا سوء استفاده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی از سوی برخی از دست‌‌‌‌‌‌‌‌‌اندرکاران صندوق‌های سرمایه‌گذاری صورت گرفته و چنین مواردی در نهایت باعث شد تجربه صندوق‌های بازارگردانی در بازار سهام متاسفانه تجربه موفقی نباشد. از طرفی صندوق‌های بازارگردانی در بعضی بخش‌های بورس‌های جهانی در مواقعی مشخص فعال هستند که‌‌‌‌‌‌‌‌ در راستای رفتار‌‌‌‌‌‌‌‌های هیجانی از سوی معامله‌گران صورت می‌گیرد و فعالیت چندانی در فرایند معمول معاملات ندارند.

در عمده بازار‌‌‌‌‌‌‌‌هایی که بر اساس ساز و کار عرضه و تقاضا و بازار آزاد فعالیت می‌کنند، صندوق‌های بازارگردانی از جایگاه خاصی برخوردار نیستند و عمدتا عمق بازار و سطح تحلیل به حد قابل‌توجهی در این قبیل از بازار‌‌‌‌‌‌‌‌ها بالا است. انتشار گزارش‌های شفاف از سوی شرکت ها، وجود شرکت‌هایی نظیر رتبه‌‌‌‌‌‌‌‌ بندی، تحلیلی و مشاور سرمایه‌گذاری باعث شده‌ عمده خرید و فروش‌ها بر اساس تحلیل صورت پذیرد.

در این مواقع به حدی عمق بازار بالا است که با توجه به تعدد سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌گذاران در هر نقطه‌‌‌‌‌‌‌‌ای خریدار و فروشنده فعال حضور دارند. تجربه سال‌های اخیر نشان داده بهترین راهکاری که می‌توان برای بازار درنظر گرفت عدم‌دخالت در جریان داد و ستد‌‌‌‌‌‌‌‌ها است. در صورتی‌که محدودیت دامنه‌ نوسان حذف شود سریعا بازار سهام به تعادل خواهد رسید. سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌گذاران، پروپاگاندا‌‌‌‌‌‌‌‌هایی که در بازار‌‌‌‌‌‌‌‌های مالی و در مواقع ریزش به واسطه برخی از افراد غیر‌ حرفه‌‌‌‌‌‌‌‌ای ایجاد می‌شود را نباید به‌عنوان ملاکی برای تصمیم‌گیری درنظر بگیرند. چرا که بازار از حالت طبیعی و استانداردی که باید داشته باشد، متاسفانه با چنین رویکردی خارج خواهد شد.

ایده صندوق‌های بازارگردانی از ابتدا بازار را از حالت استاندارد خارج کرده است. بازار سرمایه و بطور مشخص بورس تهران نماد بازار آزاد است. تمام نواقص، مشکلات و محدودیت‌هایی که در بازار‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلف وجود دارد، اتفاقا باید در بخش مولد اقتصاد برطرف شود. از بورس باید به‌عنوان ‌نماد و الگویی برای سایر بازار‌‌‌‌‌‌‌‌های مالی نیز ذکر شود.

بنابراین بازار سهام باید از هرگونه محدودیتی خارج شود. این محدودیت می‌تواند در قالب بازارگردان، قیمت‌گذاری دستوری یا دامنه‌ نوسان تعریف شود. فعالین بازار باید بر اساس تحلیل اقدام به خرید و فروش کنند و نه بر اساس اخبار در چنین حالتی هر نوع سیگنال سریعا در قیمت سهام نشان داده می شود. این مهم فرضیه بازار کارآ است.

بزرگ‌ترین اقدامی که سازمان بورس باید انجام دهد، نخست ایجاد امنیت سرمایه‌گذاری و دیگری افزایش کارآیی بازار سهام است. افزایش شفاف‌‌‌‌‌‌‌‌سازی، تسهیل دسترسی افراد به اطلاعات باید به حدی افزایش پیدا کند که بعد از انتشار اطلاعات، سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌گذاران با تشخیص شرایط بنیادی و تحلیل، اقدام به خرید یا فروش سهام کنند که این مهم متاسفانه در بورس وجود ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.