به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، حسن حسینقلی با انتشار مطلبی با عنوان “تولیدکننده فلز روی در قفس نیمایی” در دنیای اقتصاد اعلام کرد: مشکل بزرگی در صنعت سرب و روی وجود دارد که همه هزینه‌ها براساس دلار آزاد محاسبه شده و تامین حداقل‌‌های تولید برای صنعتگران با افزایش نرخ ارز دشوار تر می‌شود.

در این شرایط تولیدکننده سرب و روی اگر قصد ورود به حوزه صادرات داشته باشد نیز با مشکلات جدیدتری مواجه می‌شود و برای صادرات محصولات ابتدا باید مالیات ارزش افزوده و مالیات بر درآمد محاسبه شود. این در حالی است که پیش‌‌تر موضوعی به نام مالیات درآمد مطرح نبود اگرچه اکنون دولت خواهان دلار نیمایی از صادرکننده است.

تولید‌‌کننده‌‌ای که در دورافتاده‌‌ترین مناطق و با مشقت بسیار محصول تولید می‌کند باید حدود ۳۳ درصد محصول را ارزان‌‌تر بفروشد. اگر محصول را صادر و ارز وارد کند باید کالا را ۱۵ درصد پایین تر از قیمت بفروشد یا هزینه‌‌ای مضاعف برای بازگشت پول به داخل صرف کند. این موضوعات فشاری بر روند فعالیت صنعتگر و تولیدکننده است.

تولیدکننده داخلی برای تامین نیاز داخل عملا تولید نمی‌کند. چراکه در داخل نیازی وجود ندارد. سالانه ۲۲۰ هزار تن شمش روی تولید و در مقابل ۴۰ هزار تن مصرف می‌شود و مابقی شمش‌‌های فلز روی تولیدی باید صادر شود و محصولی که از فلز روی در داخل ساخته می‌شود قابلیت صادرات ندارد و به نوعی می‌توان گفت محصولات روی مشتری ندارند. در نتیجه این ۴۰ هزار تن برای تامین نیاز داخل کفایت می‌کند و تصمیم‌گیری‌‌های ناکارشناسانه‌‌ بر تولید اثر می‌‌گذارند و ثبات سرمایه‌‌گذاری را از بین می‌برد.

راه‌‌حلی که دولت در پیش گرفته، دریافت و نگهداری ارز نیمایی از برخی تولیدی‌‌ها و در ادامه تحویل این ارز به عده خاصی است تا قطعه یا سایر ملزومات تولید را وارد کنند که در ادامه قطعات و ملزومات وارداتی را به ارز آزاد می‌‌فروشند. دلار نیمایی از تولیدکننده کوچک و مردم اخذ و به تولیدکننده ماشین‌‌آلات معدنی داده می شود تا قطعه مورد نیاز را با دلار نیمایی وارد کند و پس از مونتاژ قطعات، دستگاه معدنی را با نرخ دلار آزاد به تولیدکننده کوچک می‌‌فروشد.

تولیدکننده زمانی که با ۵۰ درصد تورم تولید می‌کند و در مقابل مجبور به صادرات محصول است باید قیمت دلار با تفاوت تورم داخل و خارج افزایش یابد و این رشد قیمت کاملا طبیعی است و درصورت عدم افزایش قیمت باید از دولت و بانک مرکزی گله‌‌مند شد. چراکه تولیدکننده نمی‌تواند با ۵۰ درصد افزایش قیمت روبرو شود و با دلار ۲۸ هزار تومان کالای تولیدی را صادر کند و از طرفی مالیات و عوارض نیز پرداخت کند و با وجود این در فصل سرما و گرما گاز و برق کارخانه‌ های سرب و روی را قطع می‌کنند. این روش کاملا ضد تولید و اشتغال است و یکی از تبعات آن بیکاری تعداد زیادی نیروی انسانی خواهد بود.

راهکاری که برای حل این معضل می‌توان ارائه داد بکار گرفتن نیروی متخصص و خبره است تا تصمیم‌‌های معقول را اتخاذ و اجرا کند. به عنوان مثال ابتدا تولیدکننده از معافیت صادراتی بهره‌‌مند شود و در وهله دوم عوارض از تولیدکننده اخذ نشود و قیمت نیمایی به نرخ دلار آزاد نزدیک شود یا اختلاف خیلی کم و ۵ درصد داشته باشد.

در شرایط فعلی اختلاف قیمت بین دلار آزاد و نیمایی ۳۳ درصد برآورد می‌شود. اکنون دلار آزاد ملاک بازار است و ۱۰ درصد تبادلات دلار براساس اسکناس است. اما قیمت‌‌های حواله در دبی و ترکیه و سایر کشورها براساس نرخ دلار آزاد معامله می‌شوند. دولت زمانی کمک به تولیدکننده در تامین مواد اولیه و تولید به ازای تعطیلی و بیکاری برخی شرکت های تولیدی به سایر شرکت های صنعتی دلار نیمایی می دهد.

هر شرکت اقتصادی توانی دارد و سود حاصل از فعالیت‌‌ها باید صرف گسترش و توسعه شود و بخشی از سود برخی شرکت ها دچار نوسان می‌شود. نرخ سرب و روی طی ۵ سال گذشته حالت سینوسی داشته و زمان افت شدید قیمت هیچ حمایتی از تولیدکننده نمی‌شود اما وقتی که قیمت‌‌ها روند صعودی می‌گیرند موضوع عوارض و مالیات و فشار به تولیدکننده به میان می‌‌آید. با وجود تمام این مسائل متاسفانه بدنه دولت همسو با نام‌گذاری سال نیست و هر روز شرایط تولید برای صنعتگر سخت‌‌تر از دیروز می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.